|
|
آیا رمز عبور شما از حفاظت لازم برخوردار است؟ |
|
وارد كردن همیشگی اسم كاربر و رمز عبور، روندی ناخوشآیند و كسلكننده است. چه بخواهید ایمیل خود را چك كنید، چه بخواهید از وضعیت حساب بانكی خود مطلع شوید. | |
|
پیآمد: هر هكری میتواند حساب بانكی شما را تخلیه یا با شماره كارت اعتباری شما اقدام به خرید كند. 1- به هیچ وجه از اسامی استفاده نكنید فرقی نمیكند كه اسم فامیلتان باشد، یا باشگاه فوتبال مورد علاقهتان. بسیاری از برنامههای هكر، رمزهای عبور را با كمك فرهنگ لغت هك میكنند. فقط چند ساعت طول خواهد كشید كه با كمك لغات یك فرهنگ لغت، دستیابی به رمز عبور امكانپذیر شود. 2- برای رمز عبور خود حداقل از 8 حرف استفاده كنید: برای رمز عبوری كه از 4 حرف تشكیل شده است، حدود 45000 حالت وجود دارد. اما برای رمز عبوری كه از 8 حرف و علامتهای ویژه تشكیل شده است، یك میلیارد حالت مختلف وجود دارد! 3- برای رمز عبور، از حروفی كه در كنار هم قرار گرفتهاند استفاده نكنید! رمزهای عبوری مانند “qwert” یا “asdf” ، كار هكرها را برای دستیابی به رمز عبور بسیار آسان میكند، این مطلب در تركیب اعداد نیز به همین صورت است؛ مثل " 12345678 ". در كنار هم قرار گرفتن حروف و یا اعداد، دستیابی هكرها به رمز عبور شما را بسیار راحت میكند! 4- برای رمز عبور خود، تركیبی از حروف بزرگ و كوچك یا اعداد و علامتهای ویژه را انتخاب كنید. 5- رمز عبور خود را تا حد امكان جایی ننویسید حتی اگر كاغذی كه رمز عبور خود را بر روی آن نوشتهاید، در جای امنی مانند كیفتان باشد، از این كار اجتناب كنید. عنوان كاغذی كه رمز عبور خود را بر روی آن نوشتهاید، به هیچ عنوان زیر صفحه كلید یا به مانیتور خود نچسبانید! 6- برای نگهداری رمزها، میتوانید از موبایلتان کمک بگیرید: موبایلهای جدید قسمتی به نام Briefcase یا Portefeuille دارند که برای نگهداری رمزها، کارتهای اعتباری و اطلاعات محرمانه از آن قسمت میتوانید استفاده کنید. 7- رمز عبور خود را همواره تغیر دهید. هر قدر، مدت زمان استفاده از رمز عبورتان بیشتر باشد، خطر هك شدن شما بیشتر خواهد بود. اداره فنآوری اطلاعات آلمان فدرال، توصیه میكند كه هر 90 روز یك بار رمز عبور خود را تغیر دهید. 8- رمز عبور خود را در کامپیوتر ذخیره نکنید! كامپیوتر قادر است رمز عبور شما را ذخیره كند تا شما مجبور نباشید هر بار آن را وارد كنید. با این حال، كسی كه برای هر بار ورود، احتیاج به وارد كردن رمز عبور نداشته باشد، خیلی سریع آن را فراموش میكند: دقت داشته باشید كه برای تغیر رمز عبور، باید حتماً رمز عبور قبلی را وارد كنید! 9- رمز عبور خود را به شخص دیگری ندهید! اگر از شما تلفنی یا با ایمیل، رمز عبورتان را خواستند، آن را بازگو نكنید! هكرها معمولاً خود را به عنوان همكاران شركتهای بزرگ معرفی میكنند. این اشخاص كه خود را سرویس كار كامپیوتر معرفی میكنند، معمولاً توسط تماس تلفنی یا ایمیل رمز عبور شما را برای حل مشكل كامپیوترتان طلب میكنند. ولی هیچ شركت معتبر و صاحب نامی از شما رمز عبورتان را نمیخواهد.
ده روش حرفهای برای ایجاد رمز عبور:
1- برای ایجاد كلمه عبور، از حروف بزرگ و كوچك و به صورت یك در میان استفاده كنید. مثال: cOmPuTeR
2- حروف اول كلمات یك جمله را به عنوان رمز عبور خود انتخاب كنید. مثلاً در جمله:"If sentence is longer password would be safer " كه رمز عبور آن به این صورت تبدیل میشود: " Isilpwbs "
3- عدد یا تاریخی را برای خود در نظر بگیرید و آن را با دكمه Shift تایپ كنید. مثلاً : تاریخ: 13.06.2002 با دكمه Shift به این كلمه تبدیل میشود: !#>)^>@))@
4- لغتی را در نظر بگیرید و سپس حروف سمت راست آن را که بر روی صفحه كلید قرار دارد، بنویسید: مثال: Hardware تبدیل میشود به: Jstfestr
5- لغت یا تركیبی را برای خود در نظر بگیرید مانند “24Oktober” و بعد آن را بهم بریزید به این صورت كه حروف اول آن را با حرف آخر، حرف دوم را با حرف ماقبل آخر و به همین ترتیب بقیه را بنویسید: 24r4eObkot
6- لغات یك جمله را به اختصار بنویسید این اختصارات را خود شما تعیین میكنید و از قاعده خاصی پیروی نمیكنند. مثلاً عبارت White meat with cabbage تبدیل میشود به: “whtmtwtcabge” 7- در رمز عبور از علائم ویژه استفاده كنید. مثال: “c/Om%u §E~r 8- میتوانید هنگام تعین رمز، زبان صفحه کلید را تغیر دهید. مثلاً کلمه " سعید " را به عنوان رمز در نظر گیرید، زبان صفحه کلید را به فارسی تغیر دهید، و حروف " sudn " را به عنوان رمز وارد کنید. 9- از کلماتی غیر از کلمات انگلیسی استفاده کنید، مثلاً به جای کلمه انگلیسی Professor از معادل فرانسوی آن Professeur استفاده کنید. 10- مخصوصاً سعی کنید از حروف خاص زبانی که در انگلیسی نیست استفاده کنید، مثلاً به جای کلمه انگلیسی Faculty از کلمه فرانسوی Faculté استفاده کنید. | |
امروز صبح که از خواب بيدار شدي،نگاهت مي کردم؛و اميدوار بودم که با من حرف بزني،حتي براي چند کلمه،نظرم را بپرسي يا براي اتفاق خوبي که ديروز در زندگي ات افتاد،از من تشکر کني.اما متوجه شدم که خيلي مشغولي،مشغول انتخاب
لباسي که مي خواستي بپوشي. وقتي داشتي اين طرف و آن طرف مي دويدي تا حاضر شوي فکر مي کردم چند دقيقه اي وقت داري که
بايستي و به من بگويي:سلام؛اما تو خيلي مشغول بودي.يک بار مجبور شدي منتظر بشوي و براي مدت يک ربع کاري نداشتي جز آنکه روي يک صندلي بنشيني.
بعد ديدمت که از جا پريدي.خيال کردم مي خواهي با من صحبت کني؛اما به طرف تلفن دويدي و در عوض به دوستت
تلفن کردي تا از آخرين شايعات با خبر شوي.
تمام روز با صبوري منتظر بودم.با اونهمه کارهاي مختلف گمان مي کنم که اصلاً وقت نداشتي با من حرف بزني.متوجه شدم
قبل از نهار هي دور و برت را نگاه مي کني،شايد چون خجالت مي کشيدي که با من حرف بزني،سرت را به سوي من خم نکردي.
تو به خانه رفتي و به نظر مي رسيد که هنوز خيلي کارها براي انجام دادن داري.بعد از انجام دادن چند کار،تلويزيون
را روشن کردي.نمي دانم تلويزيون را دوست داري يا نه؟ در آن چيزهاي زيادي نشان مي دهند و تو هر روز مدت زيادي از روزت را جلوي آن مي گذراني؛ در حالي که درباره هيچ چيز فکر نمي کني و فقط از برنامه هايش لذت مي بري...باز هم صبورانه انتظارت را کشيدم و تو در حالي که تلويزيون را نگاه مي کردي،شام خوردي؛ و باز هم با من صحبت نکردي. موقع خواب...،فکر مي کنم خيلي خسته بودي. بعد از آن که به اعضاي خوانواده ات شب به خير گفتي ، به رختخواب رفتي و فوراً به خواب رفتي.اشکالي ندارد.احتمالاً متوجه نشدي که من هميشه در کنارت و براي کمک به تو آماده ام. من صبورم،بيش از آنچه تو فکرش را مي کني.حتي دلم مي خواهد يادت بدهم که تو چطور با ديگران صبور باشي.من آنقدر دوستت دارم که هر روز منتظرت هستم.منتظر يک سر تکان دادن،دعا،فکر،يا گوشه اي از قلبت که متشکر باشد.
خيلي سخت است که يک مکالمه يک طرفه داشته باشي.خوب،من باز هم منتظرت هستم؛سراسر پر از عشق تو...به اميد آنکه شايد امروز کمي هم به من وقت بدهي.
آيا وقت داري که اين را براي کس ديگري هم بفرستي؟ اگر نه،عيبي ندارد،مي فهمم و هنوز هم دوستت
دارم. روز خوبي داشته باشي...
لبخند را فراموش نکن !
من دوستت دارم ، تو مرا خوشحال میکنی ، از ملاقاتت خوشحالم ، تبسم خرجی ندارد
ولی چیزهای بسیاری می آفریند.
لبخند بدون این که دهنده اش را فقیر کند ثروتمند میکند.
تبسم ، یک لحظه بیشتر پایدار نیست ، ولی گاهی خاطره اش تا ابد باقی میماند.
لبخند خستگی را بر طرف میکند و افراد مایوس را امیدوار میکند.
لبخند بی هزینه برای شما، بهترین هدیه است.
خندیدن بر تمام اندامهای بدن تاثیر میگذارد ، و به عنوان مسکن طبیعی عمل میکند ،
فشار روانی را کاهش میدهد کالری ها را به سرعت می سوزاند و
سوء هاضمه را بهبود مببخشد.
به خود بقبولانید که لبخند بزنید و یا پیش خود آوازی را زمزمه کنید .
طوری رفتار کنید که شادید.
عباراتی در ستایش لبخند:
لبخند زدن تو به روی برادرانت ، برای تو صدقه است.
حضرت محمد ( ص )
مشکلاتت را در چمدان قدیمی بگذار و ببند و لبخند بزن ، لبخند بزن.
مثل ایتالیایی
بی مصرف ترین روزها روزی است که در آن نخندیده باشیم
چارلز فیلد
آن جا که لبخندی نیست لبخند بزنید ، لبخند یافت خواهد شد.
شادهلم استتر
.
گذار جهان هر چه باشد ، تو همیشه لبخند بزن تا جهانت خندان نماید
کنفوسیوس
|
«درست انجام دادن کار نشانه کفایت است. انجام دادن کارهای درست نشانه شایستگی است.» |
|
پیتر دراکر |
o چگونه اهدافتان را اولویت بندی کنید
o ایجاد فهرستی از کارهای اولویتدار
هر چند که تعین اهدف مشخص و روشن تنها راه تضمین استفاده خردمندانه از هر ثانیه در 168 ساعت موجود در هفته است اما تعین اولویتها تنها راهی است که میتوانید مؤثرتر و پربارتر در جهت رسیدن به اهدافتان کار کنید.
بگذارید با اولویتبندی اهداف « چرایی » که دلیل اصلی انجام بسیاری از کارها در زندگی هستند شروع کنیم. این گونه اهداف مسائلی را شامل میشوند که مربوطند به:
|
|
|
|
|
|
میتوانید اولویتهای اهداف « چرایی » زندگی خود را از اعمال روزمرهتان دریابید، زیرا همواره کارهای اولویت بخشیده را به سایر کارها ترجیح میدهید.
زمانی که تصمیماتی میگیریم که سخت با اهداف « چرایی » ما در تضاد باشند نتیجهاش تعارضات عاطفی و از طرف دیگر بالا رفتن میزان فشار روانی خواهد بود که اغلب به بیماریهای جسمی نظیر افسردگی، اضطراب، زخمها ( مانند زخم معده )، فشار خون بالا و بیماریهای قلبی منجر میشود. بنابراین تا آن جا که امکان دارد مطمئن شوید که بین اهداف « چرایی » و اهداف « چیستی » و « چگونگی » نه تنها تعارضی نباشد بلکه هماهنگی برقرار باشد.
این لیست به شما اجازه میدهد که به طور عینی کارهایی را تشخیص دهید که از اولویتهای کمتری برخوردارند. برای تهیه چنین فهرستی برای دو عامل مهم که اولویت هر کاری را تعین میکند ارزش عددی یک تا سه در نظر بگیرید: فوریت، و اهمیت آنها
فوریت × اهیمت = اولویت
به عنوان مثال، آمادگی برای شرکت در یک جلسهی از قبل تعین شده مثلاً ساعت 11 امروز فوریت دارد ( ساعت 11 صبح ضربالاجلی است که فوریت آن را تعین کرده است ).
فهرستی از تمام کارهایتان بنویسید. اگر در هر مسئلهای انتخابهای مختلفی دارید، هر کاری را در معرض قضاوت قرار دهید و از خود بپرسید:
در صورتی که این کار حتماً باید انجام پذیرد، آن هم فقط توسط شما، اهمیت آن را طبق مقیاس زیر درجهبندی کنید:
|
1 = بیاهمیت. مشکل مهمی با انجام ندادنش روی نمیدهد. |
|
2 = مهم. اگر انجام نگیرد مشکلات جدی به وجود میآید. |
|
3 = ضروری. حتماً باید انجام شود. |
سپس فوریت آن را با مقیاس مشابه درجهبندی کنید:
|
1 = کم. هر زمانی قابل انجام است. |
|
2 = متوسط. این هفته باید انجام گیرد. |
|
3 = زیاد. تا چند ساعت دیگر باید انجام گیرد. |
برای محاسبه اولویت کارها هر دو نمره را در هم ضرب کنید. اکنون ماتریس مدیریت کارها را که در زیر آمده است پر کنید، از طریق مدلهایی که در بالا توصیف شده، تعین کنید که هر کاری به کدام یک از مربعها تعلق دارد.
|
|
در این مربع کارهایی را بنویسید که هم از لحاظ اهمیت و هم از لحاظ فوریت نمره سه گرفتهاند. تا زمانی که به این کارها رسیدگی نشود به هیچ کدام از فعالیتهای دیگر نباید پرداخت.
در این مربع کارهایی را بنویسید که از لحاظ فوریت نمره یک یا دو گرفتهاند، هر چند که از لحاظ اهمیت نمره سه گرفتهاند.
کارهایی که در این قسمت نوشته میشوند از درجه سه فوریت و از درجه یک یا دو اهمیت برخوردارند. بسیاری از این فعالیتها که در ابتدا به نظر سرگرمی میرسند در واقع دامهایی برای سرگرم شاختن شما هستند و بازده ناچیزی دارند. این کارها را میتوانید حذف کنید و یا به تعویق اندازید.
در این مربع کارهایی را بنویسید که هم از لحاظ اهمیت و هم از لحاظ فوریت نمره یک گرفتهاند. هر کاری را که در این مربع قرار میگیرد میتوان بدون دردسر کنار گذارد حداقل تا فرصت بعدی.
|
« نقطهی عشق نمودم به تو هان سهو مکن ور نه چون بنگری از دایره بیرون باشی » |
|
حافظ |
هدفگذاری را تمرین کنید
سه هدفی را که بیشتر میل دارید تا با به کار بردن تکنیکهای مدیریت زمان ( کتاب مدیریت زمان: رجوع کنید به منابع ) به دست آورید در زیر بنویسید. این گونه اهداف، هدفهای « چیستی » هستند و میتوانند شامل نکات زیر باشند:
· با بازده بیشتری کار کنید.
· در رأس موعد مقرر کارها را به پایان برسانید.
· از تلنبار شدن کارها جلوگیری کنید.
|
هدف 1 |
|
|
هدف 2 |
|
|
هدف 3 |
|
سپس منافع اصلیای را که از داشتن دو ساعت وقت اضافی روزانه برای کار، استراحت، یا بازی به دست میآورید مورد توجه قرار دهید. اینها اهداف « چرایی» هستند و میتوانند شامل نکات زیر باشند:
· وقت بیشتری را با خانوادهام بگذرانم.
· از پرداختن به یک سرگرمی یا تفریح لذت ببرم.
· هنر تازهای را فرا گیرم.
|
هدف 1 |
|
|
هدف 2 |
|
|
هدف 3 |
|
بالاخره با استفاده از تکنیکهای مدیریت زمان به راههای آزاد ساختن 120 دقیقه در روز فکر کنید. این راهها اهداف « چگونگی » شما هستند و میتوانند شامل نکات زیر باشند:
· مانع وقفه افتادن در کارها شوم.
· با سرعت بیشتری بخوانم ( تند خوانی) و بنویسم.
· جلوی چیزهایی را بگیرم که موجب طولانی شدن جلسات میشود.
|
هدف 1 |
|
|
هدف 2 |
|
|
هدف 3 |
|
هدفگذاری تنها راهی است که میتواند زندگی شما را در مسیر روشنی بیندازد و مطمئنتان میسازد که هر ثانیه از 168 ساعت موجود در یک هفته را به طور عاقلانه و مفیدی سرمایهگذاری میکنید.
تنها راهی که میتوانید شایستهتر و نتیجهبخشتر برای دستیابی به اهدافتان کار کنید انتخاب اولویتها در رابطه با اهدافتان است.